الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
32
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
زندگى نامهاش را آورده است . « 1 » همچنين « آقا بزرگ تهرانى » در كتاب « الذّريعة الى تصانيف الشيعة » « 2 » به هنگام صحبت از تاريخ واقدى اين مطلب را آورده است . و اين در حالى است كه شيخ طوسى در كتاب فهرست يا رجال خود ، نامى از وى نبرده و هيچ كدام از كتابهايش ، حتى مقتل الحسين عليه السّلام را ذكر نكرده است . ( 1 ) و اين در حالى است كه ابن ابى الحديد مطلبى طولانى از قول واقدى نقل مىكند سپس روايت ديگرى را مىآورد كه با روايت نقل شده از واقدى تفاوت دارد و در ابتدايش مىگويد : در « روايت شيعه » « 3 » اين چنين است . اين سخن دالّ بر اين است كه او واقدى را شيعه يا متمايل به شيعيان نمىدانسته است . جالب اين است كه ابن اسحاق هم به تشيع متهم مىشده است . « 4 » شايد اين اتهام ناشى از عقيدهء شخصى اين دو نبوده است ؛ بلكه به خاطر رواياتى بوده كه در كتابهاى خود ذكر كردهاند . دليل ديگر اين است كه مطالبى در مورد گروهى از صحابه ، از جمله در مورد خلفا نقل كردهاند كه بسيارى از مسلمانان نمىپسنديدهاند . براى همين ، بيشتر نقادانى كه از محدثان اوليه به شمار مىرفتند ؛ واقدى را در نقل حديث ضعيف مىشمردند . ( 2 ) بخارى ، رازى ، نسايى و دارقطنى گفتهاند : « احاديث واقدى بايد كنار گذاشته شود » . ولى همهء آنها بر اين مطلب اتفاق نظر نداشتهاند و براى مثال الدر آوردى گفته است : « واقدى امير المؤمنين در حديث است . و « يزيد بن هارون » و « مصعب زبيرى » و « مجاهد بن موسى » و « مسيّب » و « ابو عبيد القاسم بن سلّام » و « ابو بكر الصغائى » وى را توثيق كردهاند . « 5 » و ابراهيم حربى او امينترين مردم بر اهل اسلام شمرده است . « 6 » و ابن نديم گفته است : او به جنگها و سيرهها و فتحها و اختلافات مردم در فقه و حديث و احكام و اخبار از آگاهترين مردم بوده است . « 7 » اما خطيب بغدادى در تاريخ بغداد و ابن سيد الناس در عيون الاثر فصلى را به بحث در مورد ابن اسحاق اختصاص دادهاند و تمام طعنهايى را كه متوجه وى بوده است تكذيب كردهاند و
--> ( 1 ) . اعيان الشيعة ، ج 46 ، ص 171 . ( 2 ) . الذريعة ، ج 3 ، ص 293 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 339 . ( 4 ) . معجم الادباء ، ج 18 ، ص 7 . ( 5 ) . تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 364 . ( 6 ) . عيون الاثر ، ج 1 ، ص 18 . ( 7 ) . الفهرست ، ص 144 .